تفاوت سوگ و عزا

توی راه داشتم با افکارم قدم می‌زدم و در همین حین به دو واژه «سوگ» و «عزا» فکر می‌کردم، همونجا ویس گرفتم که خروجی حرفام برای خودم می‌شه ادامه متن‌هایی که در اینجا می‌نویسم.

از نظر من و همینطور به گمونم مسعود چلبی، سوگواری با عزاداری متفاوته، سوگواری جنبه فردی داره و عزاداری جنبه عمومی داره.

علیت و ماهیت این دو واژه یکی هستن، غم‌خواری و ناراحتی. اما رویکرد یا رفتار ما در این دو مورد متفاوته، در عزاداری رویکرد بر برپایی غم توسط جمعی از افراد برای دیگری یا دیگری هاست اما در سوگواری برپایی غم توسط خودِ فرد برای خودش هست، برای خودش.

عزا صورت بندی اجتماعی، عرفی، مذهبی بیشتر داره و سوگ واکنشی عاطفی- فردی به یک فقدانه، به یک از دست دادن.

 

تعبیر سوگ مشخصا برای من دیدن و حس کردن وضعیتیه که دیگه نیست و کنار اومدن و به پذیرش رسوندن این وضعیت برای خودمون کاریه که در سوگواری انجام می‌دیم. گاهی در سوگ ما با دست‌های خودمون، خودمون رو نوازش می‌کنیم، خودمون رو دلداری می‌دیم که راحت‌تر بتونیم واقعیت زندگی رو بپذیریم.

 

اینم بگم که یه جا که نمی‌دونم کجا خوندم که کوبلر‏-‏راس (کار به پژوهش هایی که در زمینه NDE یا تجریبات نزدیک به مرگ داشته ندارم) پنج مرحله رو برای سوگ برمی‏‌شمره: انکار، خشم، چانه‏‌زنی، افسردگی، پذیرش.

تعریف خلاصه‌ی هر مرحله بنابر نظر من اینه که خب فرد بعد از تجربه از دست دادن و فقدان رویکرد دفاعی انکار رو در پیش می‌گیره و جوری رفتار می‌کنه که انگار اتفاقی نیوفتاده، با نشون ندادن تفاوت در رفتار سعی در انکار واقعه داره جوری که همه چی عادیه و خب اتفاقی نیوفتاده اما این انکار یه فشار ذهنی رو در آخر براش ایجاد می‌کنه که در نهایت به خشم تبدیل می‌شه، دائم نمی‌شه مسئله‌ای رو نادیده گرفت و انکارش کرد، بعد شروع می‌کنه به چونه زدن با خودش که آره، حالا اتفاقی نیوفتاده و اینجوری بوده قضیه و … تا زمانی که با ابعاد و عمق فاجعه با گذشت زمان مواجه می‌شه و یه افسردگی عمیقی رو تجربه می‌کنه و این جا جاییه که فرد با واقعیت همونطور که هست مواجه می‌شه، با واقعیت سر جنگ نداره، سر تغییر نداره، سر تقابل نداره، در جایگاه فهم و دیدن عریانی زندگی قرار می‌گیره و بعد سعی در پذیرش واقعیت همونطور که هست می‌کنه، می‌پذیره همه چیز همونجوری بوده که باید می‌بوده و این حدِ نهایی فلسفه لائوتسه‌ست 🙂

 

پذیرش همه چیز همانطور که هست، راه دادن جهان به درون همان گونه که هست، بی‌اجبار، بی‌اصرار به تغییر، بی‌انکار، بی‌تأیید و … فقط پذیرش.

امتیازدهی به این نوشته:

0 از 0 رای

نظرات کاربران

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *