تنها تکیه به یک تکیه گاه

پی‌نوشت: محتوای این نوشته بیشتر از جنس نق و نوق و درد دل است که تمایل داشتم به صورت گفتمانی محاوره‌ای و خودمانی باشد؛ در ضمن در تمام طول نوشته صرفا با یکسری سوالات و فرضیات و احتمالات قرار است مواجه شوید نه قطعیت و یقین و اعتقاد.

 

شاید تا الان متوجه این مسئله شده باشین که ذهنم به کرات درگیر سوالاتی می‌شه که زمانی که بیشتر و عمیق‌تر بهشون نگاه می‌کنم نمی‌تونم هیچ الگویی رو براشون ترسیم کنم که فکر می‌کنم بخشی از اون دلیلی باشه بر مشخص نبودن مقصد و مبدا و مسافت موجود در این بین؛ روند مطالعاتیم به همین منوال هست، در اون هم نتونستم هیچ الگوی مشخصی منشعب شده از قصد و هدفی پیدا کنم، به قول امیر پورمند “تو زمینه کتاب مشخصه که هنوز سلیقه خاصی پیدا نکردم. مثل مرغ پرکنده، کتاب‌های مختلف رو نوک می‌زنم ببینم با کدوم حال می‌کنم.”

با این که اصلا از این وضعیت و حالت خوشم نمیاد اما سعی می‌کنم به رسمیت بشناسمش و می‌دونم برهه‌ای کوتاه از عمرم رو به خودش اختصاص می‌ده پس تا جایی که می‌تونم اینور و اونور می‌چرخم و می‌گردم و یادمی‌گیریم و آشنا می‌شم با محیط‌ها و شرایط‌ها و موقعیت‌ها و آدم‌های مختلف و متفاوت، مثل یک فردی که ابعاد و سایز خودش رو نمی‌دونه و اینقدر لباس‌های مختلف پرو می‌کنه که در نهایت لباس فیت و مناسب خودش رو پیدا کنه، می‌دونم انجام این کار به این شکل هزینه بره اما فکر می‌کنم تنها مسیر منتهی به رضایت باشه که در دلش هزینه‌هایی رو پنهان کرده.

حالا چیزی که می‌خواستم راجبش صحبت کنم (که البته موضع خودم رو براش مشخص کردم) بر می‌گرده به سوالی که به شیوه و شکل‌های متفاوتی در زیر مورد پرسش قرارش می‌دم.

سوالم اینه که:

  • چه حد و مرزی برای پذیرش تمام ابعاد و جنبه‌های مناسبی از واقعیت، اون هم تنها از یک فرد ممکنه وجود داشته باشه؟
  • چه مرزبندی‌ای رو می‌شه برای پذیرش و قبول گفته‌های یک فرد، برای خودت مشخص کنی؟
  • تا چه گستره‌ای از ابعاد زندگیت رو می‌تونی تنها از یک فرد الگو بگیری؟
  • تا چه اندازه می‌شه حقیقت یک فرد بر حقیقت فرد دیگه ای ابعادی جهان شمول پیدا کنه؟
  • یک فرد تا کجا می‌تونه واقعیت‌های زندگیش رو تنها از یک فرد استنباط کنه؟
  • تا چه اندازه می‌تونم جهان بینیم رو با فرد دیگه یکی کنم؟
  • می‌شه در دنیایی که همپوشانی صد درصدی با دنیای دیگری داره زندگی کرد؟

فکر می‌کنم تا الان با پرسش این سوالات منظور رو گرفته باشین، این موضوع به نظرم با تقسیم کردن ارتباطات خودت از طریق لایه‌ها و سطوح ارتباطی مختلف با افراد و قرار دادن اونها در سطوح مختلف امکان پذیر می‌تونه باشه، به این صورت که یکسری ارزش و اصول رو برای خودت مشخص کرده باشی بعد متناسب با اون‌ها افراد رو در جایگاه مناسب خودشون قرار بدی.

اگر بخوایم با مثال سوالات بالا رو توضیح بدیم می‌شه این رو گفت که اگر من به دنبال کسب دانش در حوزه بازاریابی باشم اندیشه و آثار فیلیپ کاتلر رو دنبال می‌کنم اما این باعث نمیشه به همون میزانی که به گفته‌های اون در حوزه بازاریابی استناد و تکیه می‌کنم به گفته‌هاش در زمینه زیست شناسی استناد کنم (البته اگر حرفی زده باشه) به جاش می‌رم سراغ آثار ریچارد داوکینز و استنلی میلر، اگر ریچارد داوکینز در حوزه فیزیک حرف زد زیاد به گفته‌هاش استناد نمیکنم و میرم سراغ بولتزمن و ریچارد فاینمن.

اگر بخوام راجب اگزیستانسیال بدونم میرم سراغ رولو می و یالوم و سارتر و نیچه و حتی خیام و سپهری، اگر بخوام آبزوردیسم بدونم میرم سراغ آلبر کامو.

اگر بخوام راجب آگاهی بدونم از کانت شروع می‌کنم تا به دنیل دنت که 50 سال عمرش رو پاش گذاشته برسم، اگر بخوام تاریخ بدونم میرم از کتاب 14 هزار صفحه‌ای تاریخ تمدن دورانت شروع می‌کنم تا به نظم جهانی هنری کیسینجر برسم.

حتی در ایران خودمون هم می‌شه مثال زد: اگر بخوام مذاکره بدونم و با اصول اون آشنا بشم به سراغ محمدرضا شعبانعلی می‌رم، اگر بخوام راجع به مدیریت بخونم (با گذر از متمم) می‌رم سراغ گفته‌های دکتر علینقی مشایخی و اگر بازاریابی، دکتر روستا و برندینگ، شهریار شفیعی و روابط بین الملل، سریع القلم و روانپزشکی، دکتر آذرخش مکری و فلسفه، دکتر عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان و برنامه نویسی، جادی.

به گمونم حرف‌های هر کسی فقط در معدود شرایط و حوزه و موقعیت‌هایی خاص می‌تونه قابل استناد باشه و الا مابقی چیزهایی که درباره حوزه‌های مختلف توسط اون‌ها بر زبان جاری میشه حرفی هرز در مقایسه با گفته‌های دیگر افراده (البته این مورد بیشتر در میان عموم صادقه تا اشخاص نام برده شده در بالا).

پس آیا می‌شه یک فرد تنها ارائه دهنده پکیج کامل و مناسب و درست برای زندگی باشه؟ جوابش برای من مشخصه، خیر.

فکر می‌کنم تمام انسان‌ها در طول زندگیشون در جهان‌های مختلفی زندگی کردن، برخی از اون‌ها با خلق و خوشون و شخصیتشون همراستا و همسو بوده و برخی نه، اونهایی که همسو بوده باقی مونده و تقویت شده و بقیه حذف شدن.

ما زمانی در جهان‌های دیگران زندگی کردیم (و البته هنوز هم می‌کنیم) که بخشیش با انتخاب خودمون بوده و بخشیش نبوده، گاهی به جهان‌های دیگران چنگ و آسیب می‌زنیم، گاهی اون‌ها رو به اسارت می‌گیریم که مبادا دیگران از وجودش مطلع بشن، گاهی به غارت کردن می‌پردازیم و گاهی به بخشش.

من در طول زندگیم در جهان‌های مشترکی زندگی کردم که ترکیب و تفکیک این جهان‌ها و میزان زندگی در اون‌ها یک جهان دیگه و منحصر به فرد رو برای من ساخته چیزی که فقط من توانایی دیدنش رو دارم.

دنیای ما ترکیب شده از چند دنیای دیگس که این سطح و عمق و میزان این ترکیبات دنیای متفاوتی رو بوجود میارن حالا ممکنه این همپوشانی با یک یا تعدادی خیلی زیاد باشه و ممکنه با یک یا تعدادی خیلی کم (البته بعد از این که کلا همپوشانی داشته باشه یا نه).

آیا می‌شه دنیای یک نفر رو کشید بیرون و فقط در اون زندگی کرد (همپوشانی تنها با یک دنیا 100 باشه و بقیه دنیاها صفر)؟ نمی‌دونم اما این رو می‌دونم که نزدیک شدن زیادی به یک جهان بینی باعث دور شدن از سایر جهان بینی‌ها میشه.

غرق تنها در یک جهان شدن بیش از آنکه دیدگانی عمیق به آدمی دهد او را کور می‌کند.

حالا اگر پاسخ این هست که نمیشه تنها از گفته‌های یک فرد پیروی کرد و تمام ابعاد زندگیت رو بر اساس اندیشه‌های اون پایه ریزی کرد، (چرا که فکر می‌کنم اگر دست به چنین اقدامی بزنی در نهایت ساختمانی رو با دستان خودت می‌سازی که مثل برج پیزا کج می‌شه و در نهایت به یک سمت فرو می‌ریزه) در اینجا سوال بعدی این هست که با چه تعدادی از افراد می‌شه این کار رو انجام داد؟ خب با بیشتر از یک.

همون طور که برای ساختن یک بنا و ساختمان نیاز به افراد متخصص در حوزه‌های تخصصی خودشون هست برای زندگیت هم باید چنین رویکردی رو اتخاذ کنی، البته بنا و ساختمانی که در نظر داری ارتباط مستقیمی داره با نوع افراد متخصصِ در احداث اون.

در انتهای چیزهایی که نوشتم می‌خوام به این موضوع اشاره کنم که استفاده از دانش دم دستی بیش از این که صرفه جویی در زمان و انرژی باشه خیانت به خودت و دیگران محسوب می‌شه و محصول اون تصمیمات برخواسته از ذهنیتی می‌شه که چیزی که نصیب جامعه و دنیا می‌کنه، از جنس زیان و ضرره.

امتیازدهی به این نوشته:

0 از 0 رای

نظرات کاربران

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *