مختصری از من
دکارت میگوید:«هرگز در برابر پرسشی عاجز و درمانده نشدم بهجز در مقابل کسی که پرسید: تو کیستی؟»
من مجموعهی همهی مرزکشنیهای خویشتن، یعنی همهی کارهایی هستم که انجام میدهم. آنچه میکنم نهتنها بیرون از کیستی من نیست، بلکه میتوان گفت آشکارترین جلوهی کیستی من نیز هست. تعریف این من در اینجا فردی است که مینویسد. همین کافی است.