ابتدا او بود که در معرض بودن و هست شدن قرار گرفت و انتها تنها او خواهد بود که در معرض نبودن و نیست شدن قرار میگیرد. گویی انسان نمیتواند در معرض نباشد، ما در کل زندگانی خود در معرض عشق و تنفر، شکست و موفقیت، حماقت و ذکاوت، فقر و غنی، نیک و بد،...
پینوشت 1: با نگارش این سری متنها و مطالب کمی سعی کردم ذهنم را با بازی که نتیجهای ندارد سرگرم کنم، ممکن است در هنگام مطالعه این متن با تناقضهایی در میان گفتههایم مواجه شوید دلیلش کم بودن دانش است و ذهنی سرشار از تشویش و ابهام و سوال. پینوشت 2: ابتدا گمان میکردم که...
پینوشت 1: لطفاً اگر نوشته اول و نوشته دوم و نوشته سوم درباره قضاوت را نخواندهاید، قبل از مطالعه این نوشته سری به آنها بزنید. پینوشت 2: مطالب را پراکنده میگزارم پس پارگرافهایی که در اینجا میخوانید ارتباطی با قبل و بعد خود ممکن است نداشته باشند و صرفا برای افزایش گستره شناخت است که در اینجا گرد هم آمدهاند...
پینوشت: این روزها در حال خواندن کتاب انسان خداگونه (Homo Deus) از یووال نوح هراری (Yuval Noah Harari) هستم، بعد از خواندن کتاب انسان خردمند (sapiens: a brief history of humankind) چنان شیفته نگرش و جهان بینی این مرد شدم که بلافاصله مطالعه کتاب بعدی آن را آغاز کردم. خلاصه نویسی نوشتههای این فرد در...
پینوشت 1: لطفاً اگر نوشته اول و نوشته دوم درباره قضاوت را نخواندهاید، قبل از مطالعه این نوشته سری به آنها بزنید. پینوشت 2: زمانی که دست به کیبورد میشوم سخت میشود از زیاد نوشتن امتناع کنم، طولانی شد؛ حال فکر میکنم پرداختن به این موضوع (البته تم ادبی آن) برای من کافی باشد. انسان معنا ساز یکی از عواملی...
پینشوت صفر 1: بله، باز هم ادبیات، میخواستم بر اساس گفتههای قبلیم برم سروقت بخش علمی ماجرا و موضوع مطرح شده اما دیدم هنوز حرفهای نگفته زیاد هست، این شد که باز هم نوشتم. پینوشت صفر 2: مدتی میگذرد که روز نوشتههای شعبانعلی را دنبال میکنم، برخی از نوشتههایش آنچنان بر دلم مینشیند که دوباره...
این دو واژه باید تا حد ممکن عمیقاً فهمیده شوند: یکی کمال perfection است و دیگری تمامیت totality تاکید من هرگز روی کمال نیست. بلکه روی تمامیت است. مذاهب قدیمی برای قرنها به شما گفتهاند که کامل باشید. تو نمیتوانی کامل باشی؛ هیچکس نمیتواند، زیرا کامل بودن یعنی مُرده بودن، اگر چیزی کامل باشد آنوقت...
پینوشت صفر: تصمیم گرفتم به موضوعی که فکر (به معنای حدس و گمان) میکنم حرفی بیشتر برای گفتن بنابر دیدهها و شنیدههایم دارم بپردازم آنقدر که برای خودم دورنی و براساس هرم DIKW به خرد تبدیل بشه. ناگفته نمونه که بخشی از نوشتههای این متن نقل قولهایی از دوستانیه که طبق قاعده و استثنا به...
اگر تنها راه حس بد نداشتن این باشه که دیگه چیزی حس نکنی چی؟ اگر تنها مبدا تجلی بخش ظواهر، تاریکی باشه چی؟ اگر تنها دلیل بودن، رسیدن به دنیایی مملو از نبودن باشه چی؟ اگر تنها انتخاب، تسلیم شدن به انتخاب شدن باشه چی؟ اگر ...