“چرا همیشه گفته میشود . . . « سکوت نشانهی رضایت است »
چرا نمیگویند :نشانه ی دردیست عظیم، که لبها رابه هم دوخته است …!
چرا نمیگویند : نشانه ی ناتوانی گفتار، از بیان سنگینی رفتار افراد است …!
چرا نمیگویند : نشانهی دلی شکسته است که نمیخواهد با باز شدن لبها از همدیگر، صدای شکسته شدنش را عوام متوجه شوند . . . !
پس سکوت همیشه نشانهی رضایت نیست . . . سکوت سرشار از ناگفتنی هاست …..”
با خواندن این جمله یاد جمله معروف “silence and respect” که در آرامگاه ملی آرلینگتون نصب شده افتادم، شاید سکوت حاصل بیتفاوتی بیرون و آشوب درون باشد، حاصل آن لحظه که میبینیم و میخواهیم کلامی بگوییم ولی چیزی از درون ما را به سکوت وا میدارد. آرامش و سکوت قبرستان گاهی عبرت، گاهی سکوت، گاهی جوشش به همراه میآورد ولی برای من تنها احترام را به یاد می آورد.
نظرات کاربران